2010/03/01

گزارش شماره ی یک، 9 اسفند 89 محمد بهرامی

مطلبی که رو که اینجا نوشتم یک هدف بیشتر نداره، همفکری علمی بین دوستانی که از قبل می شناختم و توی یه گروه هستیم. هیچ هدف، یا انگیزه یا چیز دیگه ای به جز همینی که گفتم پشتش نیست، پس خواهش می کنم بدون پیش قضاوت و بدور از تنگ نظری متن رو بخونید. باز هم می گم، تلاش کنیم و دست به دست هم بدیم که یه جو علمی خوبی داشته باشیم، بدور از برچسب زدن، نصحیت کردنهای اخلاقی، و چیزهای حاشیه ای دیگه... خدایا ما را از حاشیه بدور دار...
توی هفته ی قبل کارهای مطالعاتی من به شرح کلی زیر بودن
1- بحث طولانی رو که مدتها با مهدی سراوانی داشتیم رو سعی کردیم وارد فاز نوشتن کنیم و البته شروع هم کردیم. ایده ی اصلی اینکار روی اثرات فوق نوری در کوانتوم غیرنسبیتی هست و همچنین قضایای نفی در این خصوص، اگر دوستان مایل بودن یه متن کوتاهی آماده کردم، می تونن بخونن. ایده ی اصلی ما این بود که تا کنون قضایای نفی سینگال دهی فوق نوری همه بر این اساس بودند که اگر به اصطلاح اثرات ناموضعی در کوانتوم وجود داشته باشند، این ناموضعیت تنها در صورتی می تواند چک تجربی شود که اندازه گیری در یک فضا سبب تغییر در نتایج اندازه گیری در فضای دیگری که در فاصله فضاگون (space-like) از آن فضا قرار دارد شود، یعنی نقض شرط علیت نسبیتی، و این ایده را برای سیستمهای درهمتنیده مورد بررسی قرار می دادند. ترجمان کوانتومی شرط علیت نسبیتی این است که برای دو سیستم که در فاصله فضاگون هستند، احتمالات برای یک سیستم نمی تواند با هر بلایی که سر سیستم دیگر می آوریم تغییر کند. قضایای نفی سینگال دهی فوق نوری فرض می کنند که با استفاده از همبستگی های کوانتومی در سیستم های در همتنیده می توان پروتکلهایی برای سینگال دهی فوق نوری ارائه کرد، سپس نشان می دهند که آن پروتکل در تناقض با یکی از اصول مکانیک کوانتومی (مثلا خطی بودن دینامیک، یا مثلا یکانی بودن تحول زمانی) است و لذا شرط علیت نسبیتی در مکانیک کوانتومی غیرنسبیتی ارضاء می شود، حداقل در سطح بازخوانی جدید بر اساس احتمالات از این شرط. هر چند که برخی از فیلسوفان و فیزیکدانان به این گونه نحوی استدلال ایرادهایی وارد کرده اند. ما سعی کردیم که بالاتر رفتن از سرعت نور رو جدای از همبستگی های کوانتومی و سیستمهای درهمتنیده بررسی کنیم و ببینیم که آیا شرط علیت نسبیتی جدای از همبستگیهای کوانتومی هم هنوز در حوزه ی کوانتوم غیرنسبیتی ارضاء می شود یا خیر. در این هفته ی که گذشت بیشتر مراجعی رو که در این فایل (اینجا) آورده شده رو پیگیریهایی کردم. هر چند که بطور متمرکز و عمیق نخوندمشون.
2- برای رفع خستگی، من دوست دارم که نمایشنامه بخوانم، حداقل این روزها ویرم این است. چندین نمایشنامه از هنریک ایبسن (روسمرهلسم، وقتی ما مردگان سر برداریم، بورکمان)، استریندبرگ(پدر)، برشت(گالیه)، پینتر(جشن تولد)، بایخو(داستان یک پلکان) و ویسنییک (زن همچون میدان نبرد، تماشاچی محکوم به اعدام)، رضا (زندگی در سه روایت)، چرمشیر (روایت عاشفقانه مرگ در ماه اردیبهشت، رقص مادیان) و آنوی(آنتیگون) خوندم. کلاً سری دور تا دور دنیا نمایشنامه از نشر نی رو قویاً پیشنهاد می کنم. ایبسن مانند همیشه عالی، "وقتی ما مردگان سر برداریم" نشان از تولد ایبسنی جدید دارد، ولی حیف که مرد و کار دیگری نکرد. جسارت و توان ایبسن در اینکه در هر کاری خودش را به نقد می کشد، بخصوص در کار آخرش، مثال زدنی است، یعنی شاهکار است. استریندبرگ اعصابم را ریخت بهم، اولین کاری بود که از این نابعه سوئدی می خواندم، و تقابل جالبی با نگاه ایبسن به زن داشت. گالیله برشت جدای از اینکه آیا داستانی تاریخی است یا نه بسیار خوب بود، و ... به داریوش فرهنگ با این طرز اجرا و بازخوانی اش از این شاهکار! پینتر اعصاب خوردکن و عجیب است، بدون نقد آخر کتاب ارتباط درستی با اثر برقرار نکردم، اصلاً به تازه واردهای دنیای نمایشنامه توصیه نمی کنم. با کار بایخو احساس نزدیکی می کردم، به فرهنگ ما شبیه بود، آخ که داریوش خان مهرجویی چه فیلمی با این نمایشنامه می تواند بسازد، و خدا به زمین گرم بزند کسانی را که فکر می کنند اقتباس آزاد از یک نمایشنامه برای اجرا به معنای ... در نمایشنامه است. ویسنییک خوب و روان می نویسد و برای آنکه آدم نمایشنامه خوان شود کارهایش خوب است، ایده ی "زن همچون میدان نبرد" ایده ی جالبی بود، و البته نمایشنامه پر از دیالوگها قابل تأمل، این بالکانی ها هم خل چلهایی هستند مثل خودمان. کار رضا مثل همیشه خوب و روان. کلاً نمایشنامه نویسان به زبان فرانسوی (اشمیت، ویسنییک و رضا) خیلی روان و زیبا می نویسند و برای هدیه دادن کتابهای خوبی هستند. چرمشیر خوب اقتباس کرده است، حداقل در این وانفسایی که گوران و فرهنگ "اقتباس" را به معنای "... در کار دیگری" تعبیر کرده اند، چرمشیر مثل دمپایی است در بیابون. کار آنوی تأمل برانگیز بود، دوستانی که تبع سیاسی دارند از دستش ندهند.
اما بحثهای و تبادل نظر با دیگر دوستان
1- یه مقاله ای روی ناهمدوسی در کاوکها رو آرش داد به من برای مطالعه. البته هنوز کلیت کار دستمون نیمده که به چه فرمی و چگونه می شه کار رو پیگیری کرد و البته به نظرم خود آرش هم هنوز تصویر روشنی از موضوع نداشت. مقاله ای که آرش داد مثل مطالب فصل 7 بخش 5 از کتاب هاروچه بود. هنوز من فرصت نکردم که این مطالب رو با دقت بخونم.
2- با شبیر در خصوص کارش یه صحبتی داشتیم. ایده اش برهمکنش میان الکترون پلازیره و مولکولهای کایرال بود. البته به نظر من هامیلتونی برهمکنش که نوشته بود یه ایراد اساسی داشت که کل کارش رو زیر سؤال می برد. اگه خود شبیر اینجا در مورد کارش توضیحی داد من هم نکته ام رو بیشتر می تونم توضیح بدم.
3- فرهاد یه مقاله از ژوزن روی نسبیت خاص فرستاد که من فقط خلاصه اش رو خوندم و البته به نظرم کار جالبی اومد( arXiv:quant-ph/0512168 v1). بحث خاصی با فرهاد نداشتم.
4- از کارهای مجید و خانم جباری خبری ندارم. مدتها قبل آخرین بحث من با خانم جباری در مورد این بود که ایشون مراجعی برای مطالعه روی آزمایش دوشکاف می خواستن که چندین مرجع بهشون داده بودم برای مطالعه. مجید در حال نوشتن هست، می دونم که مطالعات مفصلی روی حوزه ی کاری خودش (ترمودینامیک، قانون دوم و مفهوم information) داشته، ولی بحثی در موردشون باهاش نداشتم. به جز سمینارهای قبلی خانم خاتم، بحث دیگری تا به امروز با ایشون نداشتم.
5- حسین ایروانی یه مطالعات محدودی روی علیت در مکانیک کلاسیک رو شروع کرده. بیشتر روی ایده ی گنبد جان نروتن (با فیلترشکن باید برید!!!) تمرکز کرده. یه بحث کوچیکی با هم داشتیم. ایده های خوبی داشت. نمی دونم که آیا مطالعاتش رو ادامه داده یا نه.

3 comments:

linus said...

من مشغول نوشتن گزارش برای دکتر هستم، به محض پایانش، مستقیما آن را در این‌جا هم قرار می‌دهم تا نقدهای شما دوستان را بشنوم

غزال said...

من هم با این گزارش هفتگی موافق هستم ولی نمی دونم باید کامنت بگذاریم یا خودمون هم می تونیم گزارش رو به صورت پست اینجا بنویسیم. من مشغول خوندن دو مقاله در مورد شبح ماکسول و تحولاتش در سالهای اخیر هستم. این موضوع رو خودم برای سمینار انتخاب کردم ولی الان زیاد برام جذاب نیست. شاید اگه برم جلو این مشکل حل بشه. مشغول نوشتن گزارش برای دکتر هم هستم که داره خوب پیش میره و بخشهاییش رو برای بحث اینجا خواهم گذاشت. چیزی که این روزها خیلی باهاش حال میکنم ترمودینامیک آماریه (معیار من برای حال کردن با یک درس لذت بردن از حل تمرین ها و مسائل اون درسه). درس ترموآماری از یک طرف و حل تمرین شیمی فیزیک از طرف دیگه دید من در مورد ترمودینامیک رو به طورکلی متحول کرده و خیلی از این موضوع خوشحالم. دوست دارم راجع بهش در آینده بیشتر صحبت کنم

M.Bahrami said...

به نظر من بچه ها هر کسی که تمایل داشت گزارش هفتگی بده، مثلا همین کامنت غزال با گفتن دقیق اینکه مثلا بر اساس چه کتابی داره می خونه و قبلا چیکارا کرده تو ترموآماری می شه یه گزارش هفتگی کامل