در هفتهی گذشته، تمرکز اصلی روی نوشتن گزارش برای دکتر شفیعی بود (و همچنان هست) و مثل همیشه در حال نوشتن مجبور به خواندن منابع جدیدی هم شدم وهمچنان نوشتن علمی برایم ساده نشده است. فکر میکنم این گزارش بخش اصلی تز هم خواهد شد. پس از تایید مطالب توسط دکتر سعی خواهم کرد خلاصهای شسته و رفتهای از آن در همین بلاگ ارائه دهم. در حین همین مطالعات یکی از بخشهایی که در کتاب کوانتوم سوپرپوزیشن طرح کرده بود (قضیهی نوری) و من آن را شبیه به یک اصل موضوعه پذیرفته بودم در سکورایی پیدا کردم و حالت کلاسیکی آن را هم در الکترودینامیک جکسون. البته وقت زیادی روی جکسون نگذاشتم (تنها در حد تورق)، اما اثباتی که در سکورایی شده بود از قضیه مرا با دلی آرام وقلبی مطمئن (!) به ادامهی کار مشغول کرد.
مقالهی جدیدی هم در آرکایو در حوزهی کوانتوم بیولوژی منتشر شده بود که آن را هم شروع کردهام، آنچنان که ممکن است بدانید زیستشناسی کوانتومی اساسا مخالفان خودش را دارد، عدهای آن را تنها بازیهایی ذهنی میدانند اما با توجه به اکتشافات تجربی جدید این حوزه کمکم دارد جدیتر از پیش میشود. مخالفان این حوزه بهانهی اصلیشان همساززدایی است که در محیط تر و پر برهمکنش موجودات زنده میبایست اتفاق بیافتد. به شخصه این دست بدبینیها را معادل بدبینیهایی میدانم که 8 -9 سال پیش در مورد حوزهی محاسبات کوانتومی میشد و حتی عدهای معتقد بودند که فاند آن تحقیقات تا دو - سه سال بعد (2004!) قطع خواهد شد و فکر کنم همهی ما وضعیت این حوزه را در حال حاضر میشناسیم.
کتاب جز و کل هایزنبرگ را هم اکیدا به همهی دوستان توصیه میکنم خواندن یا بازخوانیاش را
کتاب غیر علمیی که در دست دارم نیز کافکا در ساحل اثر موراکامی است که دو سه روز است شروع شده و به زودی تمام خواهد شد
مقالهی جدیدی هم در آرکایو در حوزهی کوانتوم بیولوژی منتشر شده بود که آن را هم شروع کردهام، آنچنان که ممکن است بدانید زیستشناسی کوانتومی اساسا مخالفان خودش را دارد، عدهای آن را تنها بازیهایی ذهنی میدانند اما با توجه به اکتشافات تجربی جدید این حوزه کمکم دارد جدیتر از پیش میشود. مخالفان این حوزه بهانهی اصلیشان همساززدایی است که در محیط تر و پر برهمکنش موجودات زنده میبایست اتفاق بیافتد. به شخصه این دست بدبینیها را معادل بدبینیهایی میدانم که 8 -9 سال پیش در مورد حوزهی محاسبات کوانتومی میشد و حتی عدهای معتقد بودند که فاند آن تحقیقات تا دو - سه سال بعد (2004!) قطع خواهد شد و فکر کنم همهی ما وضعیت این حوزه را در حال حاضر میشناسیم.
کتاب جز و کل هایزنبرگ را هم اکیدا به همهی دوستان توصیه میکنم خواندن یا بازخوانیاش را
کتاب غیر علمیی که در دست دارم نیز کافکا در ساحل اثر موراکامی است که دو سه روز است شروع شده و به زودی تمام خواهد شد
2 comments:
خیلی خوب می شه اگه شواهد تجربی برای برهمنهی در سیستم های حیاتی و پیچیده رو بصورت مدون و طبقه بندی شده ارائه کنی، چون موضوع بسیار جالبه. البته آرش هم نکته ی ظریفی رو چندی پیش اشاره کرده بدین مضمون که برای سیستم های شیمیایی در دمای مثلا اتاق، اوربیتالهای مولکولی بصورت ترکیب خطی، همان برهمنی یا سوپرپوزیشن، اوربیتالهای اتمی هستند و البته بسیاری از خواص سیستم را توصیف می کنند و صد البته دچار همساززدایی هم نمی شوند، علی رغم برخوردهای بسیار و غیره. شهود علمی من این است یک سری محاسبه ی مقدار بزرگی برای برهمکنشهایی که برهمنهی حالتها را از میان می برد نیاز است که نشان دهد همیشه هم پیچیده شدن سیستم به معنی عدم وجود برهمنهی نیست
زمینهای که گفتی از قضا بسیار جذاب است، امثال قرار داشتن یک سازست حیاتی در برهمنهیای از حالتهای انرژیاش به طور تجربی ثابت شد... خبر جالبی بود و اتفاقا یک شیمیدان هم آن را نشان داده بود... شهود فیزیکی شما هم در ضمن کاملا درست است، البته در این زمینه آرش باید نظر دهد اما تا جایی که من دیدهام هنگامی که سازستی برهمکنشهایش با درجات آزادی زیادی از محیط جفت میشود گویا ترکیب خطیها باز هم باقی میماند
Post a Comment