2008/09/11

Criticizing Niels Bohr

In the previous post, I have tried to summarize the essential points of N. Bohr on conceptual foundations of quantum theory. Although it seems very difficult to talk about a coherently unique Bohr’s view on quantum theory, the posted manuscript can be regarded as the main characteristics of his viewpoint toward the quantum domain. In this respect and with regard to this rereading of Bohr, do you think that Bohr’s ideas on quantum theory contain the whole possible story about the [current] quantum formalism? Does it contain any ambiguity or even some inconsistency in comparison with other physical theories?

2 comments:

Anonymous said...

از هر دو نوشته ی شما درباره ی بور بسیار تشکر می کنم.
و اما در باره ی پرسش شما، گرچه خیلی کلیست، پاسخ من به یقین منفی است. بور خواسته یا ناخواسته حوزه ی اندیشه ی فیزیک را محدود کرد، واضع نوعی جزم اندیشی فیزیکی شد و به تفکرات ابزارانگارانه و حصول گرایانه دامن زد که موج چنین تفکراتی فراتر از حوزه ی فیزیک به سایر شاخه های دانش و حتی مشرب معرفتی و فلسفی سایرین نیز کشیده شد. پی آمدهای این بینش بی تردید خوب و ارزشمند نبوده است. او درصدد معرفی کامل بودن نظریه ای برآمد که امروزه هر عالم بی تعصبی اذعان بر عدم جامعیت آن دارد.
ا. ش.

M.Bahrami said...

شما لطف دارید استاد عزیز. در خصوص مطلب شما، بنده نیز موافق هستم. به قول یکی از اندیشمندان (خاطرم نیست فون‌وایت‌زکه بود یا پائولی یا کس دیگری!!) بور چندین نسل از دانشمندان را با رویکرد جزم‌اندیش خود تخطئه‌ی فکری نمود. سعی من بررسی دیدگاه بور از منظری دیگر بود (منظری کاملاً فیزیکی شاید) و آن اینکه آیا فرمالیزم رایج مکانیک کوانتومی (تأکید بسیاری بر فرمالیزم رایج دارم، و نه فرمالیزمهای دیگر مانند بوهمی) چیزی فراتر از بازخوانی ما از بور، بدست می‌دهد یا نه؟ به گفته‌ی خود بور، نگاه جامع وی به فرمالیزم رایج مکانیک کوانتومی پس از سالهای 1936 شکل گرفت (پس از ارائه‌ی مفهوم درهمتنیدگی توسط اینشتین و شرودینگر). وقتی که تاریخ حدوداً 70 ساله‌ی پس از این دوران را مورد بررسی قرار می‌دهیم می‌بینیم که تمامی دست‌آوردهای بعدی در تأیید این بازخوانی ما از بور بوده است، بدین معنا که مادامی که در سطح فرمالیزم رایج مکانیک کوانتومی هستیم، این فرمالیزم چیزی فراتر از آنچه که بور گفت در اختیار ما قرار نمی‌دهد. سؤال مهمی که بسیار ذهن مرا به خود مشغول کرده است آن است که آیا کلام بور، حرف آخر در مورد فرمالیزم رایج است یا خیر؟ آیا این فرمالیزم در شرایطی پا فراتر از تعبیرهای بور می‌گذارد یا نه؟